اشتباهی..!

 

 عکس

 

.

ادامه نوشته

کوهی از  غم  ....

 

 

یک حسی رفته از قبلم   که پشتم کوهی از درده

چجوری از دلم کندی   که اون حس برنمیگرده

نه دنبالا یک تسکینم   نه فکر کندن از این درد

تو دنیای با یک دردهائی  فقط باید مدارا کرد

چه روزهائی که دلگیرم  چه روزهائی که آشفته ام

اگه میبینی آرومم چون این درد رو پذیرفتم

یک حس غربتی دارم که از هر جمعی بیزارم

کنار هر کسی باشم همین تنهائی رو دارم

 

 

عزیز دیروز امروز کجائی؟؟!!

 

غم انگیزه غم انگیزه    هوای اینجا خیلی پائیزه

درخت امیدم داره برگهاش رو میریزه....

هوای زندگیم بد جوری سرده

مه آلوده اینجا لبخند

محدوده

!!

 

همین جا می مانم.

 

 

 

ادامه نوشته