اشتباهی..!
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم مهر ۱۳۹۶ ساعت 3:8 توسط پـسـر هـزاره
|
یک حسی رفته از قبلم که پشتم کوهی از درده
چجوری از دلم کندی که اون حس برنمیگرده
نه دنبالا یک تسکینم نه فکر کندن از این درد
تو دنیای با یک دردهائی فقط باید مدارا کرد
چه روزهائی که دلگیرم چه روزهائی که آشفته ام
اگه میبینی آرومم چون این درد رو پذیرفتم
یک حس غربتی دارم که از هر جمعی بیزارم
کنار هر کسی باشم همین تنهائی رو دارم
غم انگیزه غم انگیزه هوای اینجا خیلی پائیزه
درخت امیدم داره برگهاش رو میریزه....
هوای زندگیم بد جوری سرده
مه آلوده اینجا لبخند
محدوده
!!
ای شکم خیره یه نانی یساز